beladen

Aussprache: /bəˈlaːdn̩/
Wortzerlegung: be·la·den
فعل

بارگیری کردن، بار زدن؛ سنگین کردن (با مسئولیت/نگرانی)

Beispiele

  • Die Arbeiter ''beluden'' den Lastwagen mit Kisten.کارگران کامیون را با جعبه‌ها بار زدند.
  • Er ''belud'' sein Fahrrad mit Proviant für die Reise.او دوچرخه‌اش را با آذوقه برای سفر پر/بار کرد.
  • Man sollte Kinder nicht mit zu vielen Erwartungen ''beladen''.نباید کودکان را با انتظارات بیش از حد سنگین کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ + mit + Dativ (etwas mit etwas beladen)

کالایی یا باری را روی وسیله نقلیه (کامیون، کشتی، دوچرخه) قرار دادن و آن را پر کردن.

  • Die Arbeiter beluden den Lastwagen mit Kisten.کارگران کامیون را با جعبه‌ها بار زدند.
  • Er belud sein Fahrrad mit Proviant für die Reise.او دوچرخه‌اش را با آذوقه برای سفر پر کرد.
2 jemanden mit etwas beladen

(مجازی) بار مسئولیت، غم یا وظیفه سنگینی را بر دوش کسی گذاشتن.

  • Das Schicksal belud ihn mit vielen Sorgen.سرنوشت او را با نگرانی‌های زیادی مواجه و بارساز کرد.
  • Man sollte Kinder nicht mit zu vielen Erwartungen beladen.نباید کودکان را با انتظارات بیش از حد سنگین کرد.