bemündeln
سرپرستی کردن، قیم شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(کمیاب، کهن، حقوقی) تحت قیمومت یا سرپرستی قرار دادن، قیمومت کردن. (مشابه "bevogten")
- Der Vormund bemündelte das Waisenkind.قیم، کودک یتیم را تحت قیمومت خود قرار داد.
- In früheren Zeiten wurden Frauen oft bemündelt.در زمانهای گذشته، زنان اغلب تحت قیمومت قرار میگرفتند.