bemessen
تعیین کردن (مقدار/اندازه)، سنجیدن، تخصیص دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
اندازه، ابعاد یا میزان چیزی را با دقت ارزیابی و تعیین کردن
- Die Größe des Raumes wurde genau bemessen.اندازه اتاق دقیقاً سنجیده شد.
- Er bemisst die finanziellen Risiken sehr sorgfältig.او خطرات مالی را با دقت فراوان میسنجد.
2
Akkusativ + nach / an + Dativ
چیزی (مانند مجازات، جریمه یا کمکهزینه) را بر اساس ملاک مشخصی تعیین یا برآورد کردن
- Die Hilfsgelder werden streng nach Bedarf bemessen.کمکهای مالی دقیقاً بر اساس میزان نیاز تخصیص داده میشوند.
- Die Strafe wurde nach der Schwere des Vergehens bemessen.مجازات بر اساس شدت جرم تعیین شد.