bemessen

Aussprache: /bəˈmɛsn̩/
Worttrennung: be·mes·sen
فعل

تعیین کردن (مقدار/اندازه)، سنجیدن، تخصیص دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

اندازه، ابعاد یا میزان چیزی را با دقت ارزیابی و تعیین کردن

  • Die Größe des Raumes wurde genau bemessen.اندازه اتاق دقیقاً سنجیده شد.
  • Er bemisst die finanziellen Risiken sehr sorgfältig.او خطرات مالی را با دقت فراوان می‌سنجد.
2 Akkusativ + nach / an + Dativ

چیزی (مانند مجازات، جریمه یا کمک‌هزینه) را بر اساس ملاک مشخصی تعیین یا برآورد کردن

  • Die Hilfsgelder werden streng nach Bedarf bemessen.کمک‌های مالی دقیقاً بر اساس میزان نیاز تخصیص داده می‌شوند.
  • Die Strafe wurde nach der Schwere des Vergehens bemessen.مجازات بر اساس شدت جرم تعیین شد.