Deklinierte Form
کثیف کردند، گند زدند (فعل، جمع، زمان گذشته)
معانی و تعاریف bemachten:
- شکل گذشته ساده (Präteritum) فعل 'bemachen' به معنای غیررسمی و گاهی تحقیرآمیز به کسی چیزی دادن یا بخشیدن، اغلب در مورد چیزهای ناخواسته یا بیارزش.
- شکل گذشته ساده (Präteritum) فعل 'bemachen' به معنای عامیانه و گاهی با بار معنایی منفی، به کسی چیزی دادن یا عرضه کردن.
جملات نمونه برای bemachten:
Er hat mir eine alte, kaputte Uhr bemacht, als ob sie ein wertvolles Geschenk wäre.
او یک ساعت قدیمی و خراب را به من داد، انگار که هدیهای ارزشمند باشد.
Die Nachbarn haben uns ihre alten Möbel bemacht, die wir eigentlich nicht brauchen konnten.
همسایهها مبلمان قدیمی خود را به ما دادند که ما در واقع به آنها احتیاج نداشتیم.
Was willst du mir denn da für ein Zeug bemacht?
چه چیزهایی میخواستی به من بدهی؟