bemalen

Aussprache: /bəˈmaːlən/
Wortzerlegung: be·ma·len
فعل

نقاشی کردن، رنگ‌آمیزی کردن، تزیین کردن با نقاشی

Beispiele

  • Diese Porzellanschale ''wurde'' von Hand ''bemalt.این کاسه چینی با دست 'نقاشی شده است'.
  • Die neuen Bewohner der modernen Villa ''bemalten'' die Sichtbetonwände mit hellgelber Farbe.ساکنان جدید ویلای مدرن، دیوارهای بتنی را با رنگ زرد روشن 'رنگ‌آمیزی کردند'.

Bedeutungen

1 Akkusativ

رنگ کردن، نقاشی کردن (یک سطح یا شیء)

  • Die Kinder bemalten die Wand mit bunten Farben.بچه‌ها دیوار را با رنگ‌های شاد نقاشی کردند.
  • Er bemalte die Keramikvase.او گلدان سرامیکی را رنگ کرد.
2 Akkusativ (mit + Dativ)

نقاشی کردن (با طرح‌ها و الگوها)

  • Sie bemalte ihr Gesicht für die Party.او صورتش را برای مهمانی نقاشی کرد.
  • Die Künstlerin bemalte die Leinwand mit abstrakten Mustern.هنرمند بوم را با الگوهای انتزاعی نقاشی کرد.