bemannen

Aussprache: /bəˈmanən/
Wortzerlegung: be·man·nen
فعل

با نیرو (مردان) مجهز کردن، پر کردن، اشغال کردن

Beispiele

  • Um den Donaustrom von Preßburg bis Wien eindeutig zu beherrschen, wurde eine Donauflottille mit zehn Kanonenbooten gebildet, die mit Seeleuten ''bemannt'' war.برای تسلط کامل بر جریان دانوب از پرسبورگ تا وین، یک ناوگان دانوب با ده قایق توپدار تشکیل شد که با دریانوردان "مجهز" شده بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک وسیله نقلیه (مانند کشتی، هواپیما، فضاپیما) یا یک پست را با افراد لازم برای عملیات آن تجهیز کردن.

  • Das Schiff wurde mit einer erfahrenen Crew bemannt.کشتی با یک خدمه باتجربه تجهیز شد.
  • Die Raumstation ist ständig bemannt.ایستگاه فضایی دائماً سرنشین دارد.