Wort
اندازهگیری کردیم / کردند (گذشته)
معانی و تعاریف bemassen:
- (فنی، غیر استاندارد) ابعادگذاری کردن، اندازهگذاری کردن (در نقشههای فنی)
جملات نمونه برای bemassen:
Der Ingenieur bemasst das Bauteil präzise.
مهندس قطعه ساختمانی را با دقت ابعادگذاری میکند.
Die Zeichnung muss korrekt bemasst werden, um Fehler zu vermeiden.
نقشه باید به درستی اندازهگذاری شود تا از خطاها جلوگیری شود.