bemausten
موشخورده
Bedeutungen
1
Akkusativ
به صورت غیرقانونی و معمولاً پنهانی چیزی را از کسی گرفتن یا دزدیدن (عامیانه و قدیمی).
- Der Dieb bemauste den Touristen um sein Portemonnaie.دزد کیف پول توریست را کش رفت.
- Man sagte, er hätte seinen Nachbarn bemaust.میگفتند او از همسایهاش دزدی کرده بود.