bemisstrauten
بیاعتمادی کردن، شک داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
داشتن احساس عمیق بیاعتمادی و شک نسبت به صداقت، نیت یا توانایی فرد یا چیزی؛ اغلب به دلیل تجربیات گذشته یا شواهد موجود.
- Nachdem er mehrmals betrogen worden war, bemisstraute er jedem neuen Geschäftspartner.پس از اینکه چندین بار فریب خورده بود، به هر شریک تجاری جدیدی به شدت بیاعتماد بود.
- Die Bevölkerung bemisstraute den Versprechungen der Politiker angesichts der aktuellen Wirtschaftslage.با توجه به وضعیت اقتصادی فعلی، مردم به وعدههای سیاستمداران به شدت مشکوک بودند.