Deklinierte Form
مست کردند، گیج شدند (گذشته)
معانی و تعاریف bemopsten:
- صحبت کردن با لحنی که شبیه به گفتار کودکان است، اغلب برای جلب توجه، ابراز محبت تصنعی، یا ایجاد حس نزدیکی غیرواقعی.
جملات نمونه برای bemopsten:
Sie bemopste sich, um die Aufmerksamkeit des Kindes zu gewinnen, was jedoch nach hinten losging.
او برای جلب توجه کودک خود را لوس کرد، که البته نتیجه معکوس داد.
Der Schauspieler bemopste seine Stimme, um die Rolle eines naiven Charakters überzeugend darzustellen.
بازیگر صدایش را بچگانه کرد تا نقش یک شخصیت سادهلوح را به طور قانعکنندهای ایفا کند.