benähen
دوختن، وصل کردن با نخ و سوزن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas benähen)
چیزی را با دوختن به چیز دیگری متصل کردن یا روی آن قرار دادن.
- Sie benähte die Spitze an den Saum des Kleides.او تور را به لبه لباس دوخت.
- Der Schneider benähte den Stoff mit einem Muster.خیاط پارچه را با طرحی گلدوزی کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas benähen)
چیزی را با پارچه یا مواد دیگر از طریق دوختن پوشاندن یا تزئین کردن.
- Der Tisch wurde mit einem bunten Tuch benäht.میز با یک پارچه رنگارنگ پوشانده شد.
- Die Kissen sind mit einem neuen Stoff benäht.بالشها با پارچه جدیدی روکش شدهاند.