benässen
خیس کردن، مرطوب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (wen/was)
چیزی را با مایع (معمولاً آب) خیس یا مرطوب کردن.
- Er hat versehentlich die Suppe auf das Hemd benässt.او به طور تصادفی سوپ را روی پیراهنش ریخت و خیس کرد.
- Die Luftfeuchtigkeit benässte die Fenster.رطوبت هوا پنجرهها را مرطوب کرد.