فعل
نامیدن، نامگذاری کردن، لقب دادن
معانی و تعاریف benamen:
- به چیزی یا کسی نامی دادن، اسم گذاشتن
جملات نمونه برای benamen:
Sie ''benamten'' die neu gepflasterte Straße.
آنها خیابان تازه سنگفرش شده را نامگذاری کردند.
Sie ''benamten'' die Variable neu, um sie dem Leser des Quelltextes besser verständlich zu machen.
آنها نام متغیر را تغییر دادند تا برای خواننده کد قابل فهمتر شود.
Sie benannten ihr Kind nach der Großmutter.
آنها فرزندشان را به نام مادربزرگش نامیدند.