فعل
با عطسه تایید کردن، ناخواسته تایید کردن
معانی و تعاریف beniesen:
- روی کسی یا چیزی عطسه کردن.
جملات نمونه برای beniesen:
A: Ich glaube, sie kommt heute nicht mehr. [Person B niest]. A: Jetzt hast du es auch noch ''beniest!'' Dann können wir ja nach Hause gehen.
الف: فکر نمیکنم دیگر بیاید. [شخص ب عطسه میکند]. الف: حالا تو هم با عطسهات تاییدش کردی! پس میتوانیم برویم خانه.
„Fec mußte niesen. Bichette kicherte. »Er ''beniest'' es auch noch. Er ''beniest'' es.«“
«فک مجبور شد عطسه کند. بیشت خندید. »او با عطسهاش هم تاییدش میکند. او با عطسهاش هم تاییدش میکند.«
Er hat mich aus Versehen beniest.
او ناخواسته روی من عطسه کرد.