benutzen
استفاده کردن، به کار بردن
Beispiele
- Auf dem Laptop ''benutze'' ich das Betriebssystem eines bekannten Herstellers.من روی لپتاپ از سیستمعامل یک سازنده معروف استفاده میکنم.
- Siehst du nicht, dass er dich nur ''benutzt!نمیبینی که او فقط دارد از تو سوءاستفاده میکند!
- Oh, diese Gabel ist schon ''benutzt.اوه، این چنگال قبلاً استفاده شده است.
- Meine Chefin ''benutzte'' ständig Fachbegriffe.رئیس من مدام از اصطلاحات تخصصی استفاده میکرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از چیزی برای هدفی خاص استفاده کردن، به کار بردن.
- Kann ich bitte dein Handy benutzen?میتوانم لطفاً از تلفن همراهت استفاده کنم؟
- Wir benutzen oft öffentliche Verkehrsmittel.ما اغلب از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده میکنیم.