benzingetränkt
آغشته به بنزین
Bedeutungen
1
کاملاً آغشته یا اشباع شده با بنزین.
- Der Lappen war benzingetränkt und roch stark.پارچه آغشته به بنزین بود و بوی شدیدی میداد.
- Nach dem Tanken waren seine Hände leicht benzingetränkt.پس از بنزین زدن، دستانش کمی آغشته به بنزین بود.
- Die Kleidung des Mechanikers war oft benzingetränkt.لباسهای مکانیک اغلب آغشته به بنزین بود.