فعل
احضار کردن، فراخواندن، مأمور کردن
معانی و تعاریف beordern:
- دستور دادن، احضار کردن، فراخواندن (معمولاً به یک مکان خاص یا برای انجام وظیفهای).
جملات نمونه برای beordern:
„Nach weiteren Einsätzen in Weißrussland und am Isonzo ''wurde'' Deutsch im Dezember 1917 als sozialpolitischer Referent und Gewerkschaftsvertreter in die Kriegswirtschaftliche Abteilung des Kriegsministeriums ''beordert''.“
«پس از مأموریتهای بیشتر در بلاروس و در ایزونتسو، دویچ در دسامبر ۱۹۱۷ به عنوان مشاور سیاسی-اجتماعی و نماینده اتحادیه کارگری به بخش اقتصاد جنگی وزارت جنگ احضار شد.»
Der Chef beorderte ihn sofort in sein Büro.
رئیس فوراً او را به دفترش احضار کرد.
Die Soldaten wurden an die Front beordert.
سربازان به جبهه فراخوانده شدند.