beordernden
دستور دهنده (صفت)
Bedeutungen
1
jemanden + Akkusativ + wohin/zu etwas + Dativ
به طور رسمی و با قاطعیت کسی را به مکانی یا برای انجام کاری فراخواندن، اغلب با استفاده از دستور.
- Der General beorderte seine Truppen zum sofortigen Rückzug.ژنرال نیروهایش را به عقبنشینی فوری فراخواند.
- Der Richter beorderte den Angeklagten vor Gericht.قاضی متهم را به دادگاه احضار کرد.