bepöbeln

Aussprache: /bəˈpøːbl̩n/
Worttrennung: bepö·beln
فعل

با توهین مورد خطاب قرار دادن، فحاشی کردن به

Beispiele

  • In den vergangenen Wochen musste sie viel einstecken, wurde stark ''bepöbelt'' – heute geht es.“ […]او در هفته‌های گذشته زیاد مورد توهین قرار گرفت - امروز حالش بهتر است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به کسی با کلمات زشت و توهین‌آمیز حمله کردن، معمولاً به صورت مستقیم و هدفمند.

  • Er wurde von einer Gruppe Jugendlicher bepöbelt.او توسط گروهی از جوانان مورد فحاشی قرار گرفت.
  • Man sollte niemanden wegen seines Aussehens bepöbeln.نباید کسی را به خاطر ظاهرش مورد توهین قرار داد.