bepflanzen
گیاهکاری کردن، گلکاری کردن
Beispiele
- Ich habe das Beet neu ''bepflanzt.من کرت باغچه را دوباره گیاهکاری کردم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با گیاه یا درخت پوشاندن، کاشتن گیاه در یک منطقه
- Wir wollen den Garten mit Blumen bepflanzen.ما میخواهیم باغ را با گل بکاریم.
- Die Stadt hat die leeren Flächen neu bepflanzt.شهر فضاهای خالی را دوباره درختکاری کرده است.