bepflasternden
پوشاننده، سنگفرش کننده (شکل صرف شده صفت)
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوشاندن یک سطح، معمولاً زمین یا جاده، با سنگ، آجر یا مواد سخت دیگر برای ایجاد یک سطح محکم و قابل عبور.
- Die mittelalterliche Stadt wurde mit Kopfsteinpflaster bepflastert, was ihr ein besonderes Flair verlieh.شهر قرون وسطایی با سنگفرشهای ناهموار پوشانده شده بود که به آن جلوهای خاص میبخشید.
- Die Bauarbeiter bepflasterten den Vorplatz des Theaters mit Granitplatten.کارگران ساختمانی میدان جلوی تئاتر را با صفحات گرانیتی سنگفرش کردند.