bequemen
(خود را) راضی کردن، تن دادن، به زحمت انداختن (خود را برای کاری که ناخوشایند است)
Beispiele
- Wann wird er ''sich'' wohl endlich ''bequemen,'' seine dreckigen Schuhe zu putzen?کی بالاخره خودش را راضی میکند که کفشهای کثیفش را تمیز کند؟
- Lange hatten die regierenden Generäle jegliche Übergriffe geleugnet. Erst als die „Mütter vom Plaza de Mayo“ […] jeden Donnerstag dort gegen das Verschwinden ihrer Söhne, Brüder und Väter protestierten, ''bequemte'' man ''sich,'' den schmutzigen Krieg zur Kenntnis zu nehmen.ژنرالهای حاکم مدتها هرگونه تجاوز را انکار کرده بودند. تنها زمانی که «مادران پلازا د مایو» [...] هر پنجشنبه در آنجا علیه ناپدید شدن پسران، برادران و پدرانشان اعتراض کردند، خود را به پذیرش جنگ کثیف راضی کردند.
Bedeutungen
1
sich + zu + Dativ
خود را به زحمت انداختن برای انجام کاری، تن دادن به انجام کاری، منت گذاشتن
- Er konnte sich nicht dazu bequemen, ihr zu helfen.او نتوانست خود را به زحمت بیندازد که به او کمک کند.
- Würden Sie sich bitte dazu bequemen, die Tür zu schließen?لطفاً خود را به زحمت میاندازید که در را ببندید؟
2
sich
خود را راحت کردن، آسوده نشستن یا قرار گرفتن
- Sie bequemte sich in den weichen Sessel.او در صندلی نرم راحت نشست.
- Nach einem langen Tag bequemte er sich auf dem Sofa.بعد از یک روز طولانی، او روی مبل راحت شد.