berüchtigt
بدنام، شهره به بدی
Bedeutungen
1
دارای شهرت منفی به دلیل انجام کارهای بد، غیرقانونی یا ناپسند؛ بدنام.
- Die Stadt war berüchtigt für ihre hohe Kriminalitätsrate.این شهر به خاطر نرخ بالای جرم و جنایتش بدنام بود.
- Er ist ein berüchtigter Dieb, der schon oft verhaftet wurde.او یک دزد بدنام است که بارها دستگیر شده است.
- Das Restaurant ist berüchtigt für seinen schlechten Service.این رستوران به خاطر سرویسدهی بدش شهره است.