Deklinierte Form
جمع کردیم/کردند (پول)، پرداخت کردیم/کردند (قسط)
معانی و تعاریف berappten:
- پرداخت کردن مبلغی پول، به خصوص اگر با اکراه، سختی یا به صورت قسطی باشد؛ هزینه چیزی را تقبل کردن.
- توانستن از پس یک موقعیت دشوار، بیماری یا چالش برآمدن؛ بهبود یافتن یا دوباره قوی شدن پس از یک دوره سخت.
جملات نمونه برای berappten:
Er musste die hohen Reparaturkosten für das alte Auto berappen.
او مجبور شد هزینه بالای تعمیر خودروی قدیمی را بپردازد.
Trotz seiner knappen Kasse berappte er den vollen Preis für das Ticket.
او با وجود کمبود پول، قیمت کامل بلیط را پرداخت کرد.
Nach seiner schweren Krankheit brauchte er lange, um sich wieder ganz zu berappen.
پس از بیماری سختش، مدت زیادی طول کشید تا او دوباره کاملاً بهبود یابد.