beraten
مشاوره دادن، بحث و تبادل نظر کردن
Beispiele
- Du lässt dich einfach nicht angemessen ''beraten.تو اصلاً اجازه نمیدهی به طور مناسب به تو مشاوره داده شود.
- Gerne sind wir für Sie in ''beratender'' Funktion tätig.ما با کمال میل در نقش مشاور در خدمت شما هستیم.
- Wir müssen unser Vorgehen genauestens ''beraten.ما باید روند کار خود را به دقت بررسی و مشورت کنیم.
- Am 17. April 1374 traf sich der Braunschweiger Stadtrat in der Brüdernkirche mit den Gildemeistern, um unter anderem über die finanziellen Probleme der Stadt zu ''beraten.در ۱۷ آوریل ۱۳۷۴، شورای شهر براونشفایگ در کلیسای برودر با روسای اصناف دیدار کرد تا از جمله درباره مشکلات مالی شهر گفتگو کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مشاوره دادن، نصیحت کردن کسی
- Der Experte berät die Kunden in Finanzfragen.کارشناس به مشتریان در مسائل مالی مشاوره میدهد.
- Lass dich von einem Fachmann beraten.بگذار یک متخصص به تو مشاوره دهد.
2
über + Akkusativ
مشورت کردن، بحث و گفتگو کردن در مورد موضوعی
- Die Politiker beraten über das neue Gesetz.سیاستمداران در مورد قانون جدید بحث میکنند.
- Wir müssen diese Angelegenheit gründlich beraten.ما باید این موضوع را به طور کامل بررسی کنیم.
3
sich + mit + Dativ
مشورت کردن با کسی، با همفکری تصمیم گرفتن
- Er beriet sich mit seinem Anwalt.او با وکیلش مشورت کرد.
- Wir sollten uns vor der Entscheidung gut beraten.ما باید قبل از تصمیمگیری خوب مشورت کنیم.