فعل
محروم کردن، ربودن، غارت کردن
معانی و تعاریف berauben:
- از کسی چیزی را به زور گرفتن، غارت کردن، دزدیدن
- کسی را از چیزی محروم کردن
جملات نمونه برای berauben:
Erst ''beraubte'' er die Bank, und dann zündete er das Gebäude an.
ابتدا بانک را غارت کرد و سپس ساختمان را به آتش کشید.
Die ''beraubte'' Sparkassenfiliale wurde geschlossen.
شعبه سرقت شده بانک تعطیل شد.
Die ihres Reaktors ''beraubte'' Schule konnte nicht weiter an der Studie teilnehmen.
مدرسه ای که از راکتور خود محروم شده بود، نتوانست به مطالعه ادامه دهد.