فعل
مست کردن، گیج کردن، سرمست کردن (با الکل یا احساسات قوی)
معانی و تعاریف berauschen:
- کسی را با الکل یا مواد مخدر مست کردن.
- خود را از چیزی به وجد آوردن، سرمست شدن از چیزی (معمولاً احساسات یا موفقیت).
جملات نمونه برای berauschen:
„Andererseits benebelt und ''berauscht'' Wein und schwächt so den Willen, oder er bringt einen in Ekstase.“
از طرف دیگر، شراب ذهن را گیج و مست میکند و بنابراین اراده را ضعیف میکند، یا فرد را به وجد میآورد.
Zu viel Alkohol kann berauschen.
الکل زیاد میتواند مست کند.
Die Droge berauschte ihn schnell.
آن ماده مخدر او را به سرعت مست کرد.