beregnen
آبیاری کردن با باران مصنوعی، اسپری کردن
Beispiele
- Auf Knopfdruck schießen feine Wasserstrahlen aus dem Grün und ''beregnen'' einen ganzen Laubengang.با فشار یک دکمه، فوارههای آب از میان سبزه بیرون میآیند و یک راهروی طاقدار کامل را آبیاری میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(زمین، گیاهان) با باران مصنوعی یا آبپاش آبیاری کردن، باران پاشیدن
- Der Bauer beregnet seine Felder regelmäßig.کشاورز به طور منظم مزارع خود را آبیاری میکند.
- Die Blumen müssen jeden Abend beregnet werden.گلها باید هر شب آبیاری شوند.