فعل
غنی کردن، ثروتمند کردن، پربار کردن؛ سوءاستفاده کردن، ثروتمند شدن (به ناحق)
معانی و تعاریف bereichern:
- چیزی را غنیتر یا پربارتر کردن، به چیزی ارزش افزودن
- خود را ثروتمند کردن، اغلب به روشهای غیرقانونی یا غیراخلاقی
جملات نمونه برای bereichern:
Sie ''bereicherte'' die Sammlung ihres Vaters um drei wertvolle Erstausgaben.
او مجموعه پدرش را با سه نسخه چاپی اولیه ارزشمند غنی کرد.
Man warf ihm vor, sich auf Kosten der Eingeborenen ''bereichert'' zu haben.
او متهم شد که به هزینه بومیان ثروتمند شده است.
Diese Erfahrung hat mein Leben sehr bereichert.
این تجربه زندگی من را بسیار غنی کرده است.