bereichern
غنی کردن، ثروتمند کردن، پربار کردن؛ سوءاستفاده کردن، ثروتمند شدن (به ناحق)
Beispiele
- Sie ''bereicherte'' die Sammlung ihres Vaters um drei wertvolle Erstausgaben.او مجموعه پدرش را با سه نسخه چاپی اولیه ارزشمند غنی کرد.
- Man warf ihm vor, sich auf Kosten der Eingeborenen ''bereichert'' zu haben.او متهم شد که به هزینه بومیان ثروتمند شده است.
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) bereichern
چیزی را غنیتر یا پربارتر کردن، به چیزی ارزش افزودن
- Diese Erfahrung hat mein Leben sehr bereichert.این تجربه زندگی من را بسیار غنی کرده است.
- Neue Ideen können eine Diskussion bereichern.ایدههای جدید میتوانند یک بحث را پربار کنند.
2
sich (Akkusativ) bereichern (an + Dativ)
خود را ثروتمند کردن، اغلب به روشهای غیرقانونی یا غیراخلاقی
- Er hat sich auf Kosten anderer bereichert.او به هزینه دیگران خود را ثروتمند کرده است.
- Manche Leute versuchen, sich am Leid anderer zu bereichern.برخی افراد سعی میکنند از رنج دیگران سوءاستفاده کرده و خود را ثروتمند کنند.