bereichern

Aussprache: /bəˈʁaɪ̯çɐn/
Wortzerlegung: be·rei·chern
فعل

غنی کردن، ثروتمند کردن، پربار کردن؛ سوءاستفاده کردن، ثروتمند شدن (به ناحق)

Beispiele

  • Sie ''bereicherte'' die Sammlung ihres Vaters um drei wertvolle Erstausgaben.او مجموعه پدرش را با سه نسخه چاپی اولیه ارزشمند غنی کرد.
  • Man warf ihm vor, sich auf Kosten der Eingeborenen ''bereichert'' zu haben.او متهم شد که به هزینه بومیان ثروتمند شده است.

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) bereichern

چیزی را غنی‌تر یا پربارتر کردن، به چیزی ارزش افزودن

  • Diese Erfahrung hat mein Leben sehr bereichert.این تجربه زندگی من را بسیار غنی کرده است.
  • Neue Ideen können eine Diskussion bereichern.ایده‌های جدید می‌توانند یک بحث را پربار کنند.
2 sich (Akkusativ) bereichern (an + Dativ)

خود را ثروتمند کردن، اغلب به روش‌های غیرقانونی یا غیراخلاقی

  • Er hat sich auf Kosten anderer bereichert.او به هزینه دیگران خود را ثروتمند کرده است.
  • Manche Leute versuchen, sich am Leid anderer zu bereichern.برخی افراد سعی می‌کنند از رنج دیگران سوءاستفاده کرده و خود را ثروتمند کنند.