bereichsübergreifend

Aussprache: /bəˈraɪ̯çsˌyːbɐɡraɪ̯fn̩t/
Worttrennung: be·reichs·über·grei·fend
صفت

بین حوزه‌ای، فراگیر

Bedeutungen

1

چیزی که از مرزهای یک حوزه یا بخش خاص فراتر می‌رود و چندین حوزه را در بر می‌گیرد یا به هم مرتبط می‌کند.

  • Das Projekt erfordert eine bereichsübergreifende Zusammenarbeit.این پروژه نیازمند همکاری بین حوزه‌ای است.
  • Wir brauchen bereichsübergreifende Lösungen für dieses Problem.ما برای این مشکل به راه‌حل‌های فراگیر نیاز داریم.
  • Die Studie untersucht bereichsübergreifende Trends in der Wirtschaft.این مطالعه به بررسی روندهای بین حوزه‌ای در اقتصاد می‌پردازد.