bereifen

Aussprache: /bəˈʁaɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: be·rei·fen
فعل

لاستیک‌گذاری کردن؛ یخ زدن، پوشیده شدن از یخ

Beispiele

  • Die Monteure ''bereifen'' den Karren.مونتاژکاران گاری را لاستیک‌گذاری می‌کنند.
  • Bei dieser Kälte ''bereift'' der Baum.در این سرما، درخت یخ می‌زند.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

پوشیده شدن از شبنم یخ‌زده یا یخ‌زدگی (معمولاً برای سطوح یا گیاهان)

  • Die Scheiben des Autos waren über Nacht bereift.شیشه‌های ماشین در طول شب یخ زده بودند.
  • Am Morgen waren die Grashalme leicht bereift.صبح، ساقه‌های علف کمی یخ‌زده بودند.