bereifen
لاستیکگذاری کردن؛ یخ زدن، پوشیده شدن از یخ
Beispiele
- Die Monteure ''bereifen'' den Karren.مونتاژکاران گاری را لاستیکگذاری میکنند.
- Bei dieser Kälte ''bereift'' der Baum.در این سرما، درخت یخ میزند.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
پوشیده شدن از شبنم یخزده یا یخزدگی (معمولاً برای سطوح یا گیاهان)
- Die Scheiben des Autos waren über Nacht bereift.شیشههای ماشین در طول شب یخ زده بودند.
- Am Morgen waren die Grashalme leicht bereift.صبح، ساقههای علف کمی یخزده بودند.