bereisen
سفر کردن (به کشوری یا منطقهای)، گشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به یک کشور/منطقه سفر کردن، در آن گشتن.
- Er hat viele Länder in Asien bereist.او به کشورهای زیادی در آسیا سفر کرده است.
- Die Künstlerin bereist die Welt, um Inspiration zu finden.هنرمند برای یافتن الهام به دور دنیا سفر میکند.