bereiten

Aussprache: /bəˈʁaɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: be·rei·ten
فعل

آماده کردن، فراهم کردن (احساس)

Beispiele

  • Ich werde Ihnen das Bett ''bereiten.من برای شما تخت را آماده می‌کنم.
  • Mein ehemaliger Professor hat mir den Weg ''bereitet.استاد سابق من راه را برایم هموار کرد.
  • Herr Bleibein ''bereitete'' grade sein Mittagsmahl, als es an der Tür klingelte.آقای بلای‌باین داشت شامش را آماده می‌کرد که در زدند.
  • Dein Besuch hat mir viel Freude ''bereitet.دیدار تو برای من شادی زیادی به همراه داشت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را برای استفاده یا یک رویداد آماده کردن.

  • Sie bereitet das Frühstück für die Familie.او صبحانه را برای خانواده آماده می‌کند.
  • Der Koch bereitet die Zutaten vor.آشپز مواد اولیه را آماده می‌کند.
2 Dativ + Akkusativ

باعث ایجاد یک حالت، احساس یا مشکل برای کسی شدن.

  • Das Wetter bereitet uns große Sorgen.آب و هوا نگرانی‌های زیادی برای ما ایجاد می‌کند.
  • Seine Entscheidung bereitete ihr viel Freude.تصمیم او شادی زیادی برایش به ارمغان آورد.
3 sich + auf + Akkusativ

خود را برای چیزی آماده کردن.

  • Sie bereitet sich auf die Prüfung vor.او برای امتحان آماده می‌شود.
  • Wir bereiten uns auf eine lange Reise.ما برای یک سفر طولانی آماده می‌شویم.