bereiten
آماده کردن، فراهم کردن (احساس)
Beispiele
- Ich werde Ihnen das Bett ''bereiten.من برای شما تخت را آماده میکنم.
- Mein ehemaliger Professor hat mir den Weg ''bereitet.استاد سابق من راه را برایم هموار کرد.
- Herr Bleibein ''bereitete'' grade sein Mittagsmahl, als es an der Tür klingelte.آقای بلایباین داشت شامش را آماده میکرد که در زدند.
- Dein Besuch hat mir viel Freude ''bereitet.دیدار تو برای من شادی زیادی به همراه داشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را برای استفاده یا یک رویداد آماده کردن.
- Sie bereitet das Frühstück für die Familie.او صبحانه را برای خانواده آماده میکند.
- Der Koch bereitet die Zutaten vor.آشپز مواد اولیه را آماده میکند.
2
Dativ + Akkusativ
باعث ایجاد یک حالت، احساس یا مشکل برای کسی شدن.
- Das Wetter bereitet uns große Sorgen.آب و هوا نگرانیهای زیادی برای ما ایجاد میکند.
- Seine Entscheidung bereitete ihr viel Freude.تصمیم او شادی زیادی برایش به ارمغان آورد.
3
sich + auf + Akkusativ
خود را برای چیزی آماده کردن.
- Sie bereitet sich auf die Prüfung vor.او برای امتحان آماده میشود.
- Wir bereiten uns auf eine lange Reise.ما برای یک سفر طولانی آماده میشویم.