bereiterklären
اعلام آمادگی کردن، حاضر به انجام کاری شدن، تقبل کردن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) + zu + Dativ / zu + Infinitiv
رضایت و آمادگی خود را برای انجام یک مسئولیت، داوطلب شدن برای کاری یا کمک کردن ابراز داشتن؛ موافقت کردن با انجام چیزی.
- Er hat sich bereit erklärt, die Aufgabe zu übernehmen.او اعلام آمادگی کرد که مسئولیت را بپذیرد.
- Sie erklärte sich bereit, dem kranken Nachbarn zu helfen.او حاضر شد به همسایه بیمار کمک کند.