bereiterklären

Aussprache: /bəˈraɪ̯tʔɛɐ̯ˌklɛːrən/
Worttrennung: be·reit·er·klä·ren
فعل

اعلام آمادگی کردن، حاضر به انجام کاری شدن، تقبل کردن

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) + zu + Dativ / zu + Infinitiv

رضایت و آمادگی خود را برای انجام یک مسئولیت، داوطلب شدن برای کاری یا کمک کردن ابراز داشتن؛ موافقت کردن با انجام چیزی.

  • Er hat sich bereit erklärt, die Aufgabe zu übernehmen.او اعلام آمادگی کرد که مسئولیت را بپذیرد.
  • Sie erklärte sich bereit, dem kranken Nachbarn zu helfen.او حاضر شد به همسایه بیمار کمک کند.