صفت
با میل و رغبت، با کمال میل، داوطلبانه
جملات نمونه برای bereitwillig:
Obwohl er sehr beschäftigt war, gab er uns ''bereitwillig'' Auskunft.
با وجود اینکه او بسیار مشغول بود، با کمال میل به ما اطلاعات داد.
„''Bereitwilligst'' verpflichtete ich mich hierzu mit den feierlichsten Fluchworten und Verwünschungen, die der Teufel und wir beide nur zu finden vermochten.“
«با کمال میل با لعنتها و نفرینهای رسمی که شیطان و هر دوی ما میتوانستیم پیدا کنیم، به این کار متعهد شدم.»