bereitzuerklären
اعلام آمادگی کردن، داوطلب شدن
Bedeutungen
1
sich + zu + Infinitiv
اعلام کردن که برای انجام کاری آماده یا مایل هستید؛ خود را برای انجام کاری آماده دانستن
- Er erklärte sich bereit, die Aufgabe zu übernehmen.او آمادگی خود را برای به عهده گرفتن مسئولیت اعلام کرد.
- Die Firma hat sich bereiterklärt, die Kosten zu tragen.شرکت آمادگی خود را برای پرداخت هزینهها اعلام کرده است.