einberufen
تشکیل دادن، فراخواندن، احضار کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) einberufen
یک جلسه، پارلمان، کنفرانس یا مجمع را رسماً تشکیل دادن و اعضا را فراخواندن.
- Der Präsident hat das Parlament zu einer Sondersitzung einberufen.رئیس جمهور پارلمان را برای یک جلسه ویژه تشکیل داد.
- Wir müssen bald eine Krisensitzung einberufen.ما باید به زودی یک جلسه بحران تشکیل دهیم.
2
jemanden (Akkusativ) + zu/in + Akkusativ einberufen
کسی را برای خدمت اجباری نظاموظیفه یا سربازی احضار کردن.
- Viele junge Männer wurden in den Krieg einberufen.بسیاری از مردان جوان به جنگ احضار شدند.
- Er musste nach der Schule zum Wehrdienst einberufen werden.او مجبور شد پس از مدرسه به خدمت سربازی احضار شود.