صفت
حلقهگذاری شده، دارای حلقه (معمولاً برای پرندگان)
جملات نمونه برای beringt:
„Soweit möglich (z. B. anhand von Mausergrenzen) wird auch das Alter der ''beringten'' Vögel bestimmt und dokumentiert.“
«تا جایی که ممکن است (مثلاً بر اساس مرزهای پرریزی)، سن پرندگان حلقهگذاری شده نیز تعیین و ثبت میشود.»