berochen

Aussprache: /bəˈrɔxn̩/
Wortzerlegung: bero·chen
Konjugierte Form

بو کشیده شده / استشمام شده

Bedeutungen

1 Akkusativ

استشمام کردن یا بو کشیدن چیزی با دقت برای شناسایی یا تشخیص آن، اغلب در زمینه‌های تخصصی مانند پزشکی قانونی یا علوم طبیعی.

  • Der Hund berochen die Spur des Verdächtigen mit äußerster Konzentration.سگ با نهایت تمرکز، رد پای مظنون را بو کشید.
  • Der Parfümeur berochen die verschiedenen Essenzen, um die perfekte Komposition zu finden.عطر ساز رایحه‌های مختلف را استشمام کرد تا ترکیب کامل را بیابد.
2 Akkusativ

تشخیص دادن یا پی بردن به چیزی از طریق بو، اغلب به صورت استعاری برای درک یک موقعیت یا نیت.

  • Er berochen die Gefahr, die in der Luft lag, und warnte seine Kameraden.او خطر موجود در هوا را استشمام کرد و به همرزمانش هشدار داد.
  • Die erfahrene Diplomatin berochen die wahren Absichten hinter den freundlichen Worten.دیپلمات باتجربه، نیات واقعی پشت کلمات دوستانه را درک کرد.