einberufen
تشکیل دادن/فراخواندن (جلسه)، احضار کردن (به خدمت سربازی)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) einberufen
یک جلسه، پارلمان، کنفرانس یا مجمع را رسماً تشکیل دادن و اعضا را فراخواندن
- Der UN-Sicherheitsrat hat eine Dringlichkeitssitzung einberufen.شورای امنیت سازمان ملل یک جلسه اضطراری تشکیل داده است.
- Der Vorstand berief eine außerordentliche Mitgliederversammlung ein.هیئت مدیره مجمع عمومی فوقالعادهای را فراخواند.
2
jemanden (Akkusativ) + zu/in + Akkusativ einberufen
کسی را برای خدمت اجباری نظاموظیفه یا سربازی احضار کردن
- Viele junge Männer wurden im Krieg zum Militärdienst einberufen.بسیاری از مردان جوان در جنگ به خدمت سربازی احضار شدند.
- Er wurde überraschend zur Armee einberufen.او غافلگیرانه به ارتش فراخوانده شد.