besehen
دقیق نگاه کردن، بررسی کردن، وارسی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas/jemanden besehen)
با دقت نگاه کردن، بررسی کردن، معاینه کردن (یک شیء یا شخص).
- Der Arzt musste den Patienten gründlich besehen.پزشک مجبور بود بیمار را به دقت معاینه کند.
- Sie besah sich das Gemälde von allen Seiten.او تابلو را از همه طرف بررسی کرد.
2
sich + Akkusativ (etwas sich besehen)
(با خود) در نظر گرفتن، تأمل کردن، ارزیابی کردن (یک وضعیت یا امکان).
- Er besah sich die Situation und entschied sich dann für eine andere Strategie.او وضعیت را در نظر گرفت و سپس یک استراتژی دیگر را انتخاب کرد.
- Bevor du eine Entscheidung triffst, solltest du dir die Konsequenzen gut besehen.قبل از اینکه تصمیمی بگیری، باید عواقب آن را به خوبی در نظر بگیری.