besinnen
به یاد آوردن، تأمل کردن، به صرافت افتادن
Bedeutungen
1
sich besinnen (auf + Akkusativ)
به یاد آوردن چیزی، به خود آمدن و تأمل کردن (معمولاً به صورت انعکاسی).
- Er besann sich auf seine alten Werte.او به ارزشهای قدیمی خود بازگشت (و به آنها اندیشید).
- Besinnen Sie sich auf das, was wirklich wichtig ist.به آنچه واقعاً مهم است، بیندیشید.