besäen
کاشتن، بذرافشانی کردن، پوشاندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas besäen)
بذر پاشیدن در یک زمین یا منطقه برای کاشت.
- Der Bauer besät seine Felder im Frühling mit Weizen.کشاورز در بهار مزارع خود را با گندم میکارد.
- Wir müssen diesen Teil des Gartens mit Blumen besäen.ما باید این قسمت باغ را با گل بکاریم (بذرپاشی کنیم).
2
Akkusativ + mit + Dativ
چیزی را با تعداد زیادی از چیزهای کوچک پوشاندن یا پراکنده کردن (معمولاً به صورت استعاری).
- Der Himmel war mit Sternen besät.آسمان پوشیده از ستاره بود.
- Die Wiese war mit Gänseblümchen besät.چمنزار پوشیده از گلهای بابونه بود.