besäuseln

Aussprache: /bəˈzɔɪ̯zl̩n/
Worttrennung: be·säu·seln
فعل

کمی مست کردن، گیج شدن (با الکل)

Beispiele

  • Willst du dich ''besäuseln'' oder so?« »Nein, nicht wirklich. Aber ich habe das Gefühl, dass man diese schräge Musik nur mit der nötigen Menge Alkohol im Blut einigermaßen ertragen kann.می‌خواهی کمی مست کنی یا چیزی؟» «نه، واقعاً نه. اما احساس می‌کنم که این موسیقی عجیب و غریب را فقط با مقدار مناسبی الکل در خون می‌توان تحمل کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را با صدای آرام، کلمات شیرین یا موسیقی ملایم آرام کردن یا تسکین دادن

  • Die Mutter besäuselte ihr weinendes Kind mit einem Schlaflied.مادر با یک لالایی کودک گریانش را آرام کرد.
  • Er versuchte, sie mit schmeichelhaften Worten zu besäuseln.او سعی کرد با کلمات چاپلوسانه او را آرام کند.
2 sich + Akkusativ

خود را با نوشیدنی‌های الکلی کمی مست کردن (عامیانه)

  • Nach der Arbeit besäuselte er sich gerne mit einem Glas Wein.بعد از کار، او دوست داشت با یک لیوان شراب کمی مست کند.
  • Sie haben sich auf der Party ein bisschen besäuselt.آنها در مهمانی کمی مست کردند.