فعل
آب دهان مالی کردن، با آب دهان کثیف کردن
معانی و تعاریف besabbern:
- چیزی یا کسی را با آب دهان خیس کردن یا آغشته کردن (معمولاً توسط نوزادان یا حیوانات).
جملات نمونه برای besabbern:
Lass doch den Kleinen nicht mit meinen Sachen spielen! Er hat wieder alle Legosteine ''besabbert.''
نگذار بچه با وسایل من بازی کند! او دوباره تمام لگوها را آب دهان مالی کرده است.
Das Baby hat sein Spielzeug komplett besabbert.
نوزاد اسباببازیاش را کاملاً با آب دهان خیس کرده بود.
Der Hund besabberte vor Freude die Hand seines Herrchens.
سگ از خوشحالی دست صاحبش را با آب دهان خیس کرد.