besamen

Aussprache: /bəˈzaːmən/
Wortzerlegung: be·sa·men
فعل

تلقیح کردن (مصنوعی)، بارور کردن (حیوانات)

Beispiele

  • Im Jahr 2005 wurden 81,9% aller Rinder künstlich ''besamt.'' Das sind 4,6 Millionen weibliche Rinder, die von 26 Besamungsstationen betreut wurden.در سال ۲۰۰۵، ۸۱.۹٪ از تمام گاوها به صورت مصنوعی ""تلقیح"" شدند. این شامل ۴.۶ میلیون گاو ماده بود که توسط ۲۶ ایستگاه تلقیح تحت مراقبت بودند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

حیوان یا گیاهی را با اسپرم یا گرده بارور کردن (معمولاً به صورت مصنوعی)

  • Der Tierarzt besamte die Kuh künstlich.دامپزشک گاو را به صورت مصنوعی تلقیح کرد.
  • In der Landwirtschaft werden Pflanzen oft gezielt besamt.در کشاورزی، گیاهان اغلب به طور هدفمند بارور می‌شوند.