zurückbesinnen
به یاد آوردن، به گذشته رجوع کردن، به اصول بازگشتن
Bedeutungen
1
sich auf + Akkusativ
به یاد آوردن، به گذشته فکر کردن، به اصول یا ارزشهای اولیه بازگشتن.
- Er besann sich auf seine alten Werte zurück.او به ارزشهای قدیمی خود رجوع کرد.
- Wir müssen uns auf das Wesentliche zurückbesinnen.ما باید به اصل مطلب بازگردیم.
2
Reflexiv (sich)
به خود آمدن، عقل خود را بازیافتن، آرامش خود را به دست آوردن (اغلب به معنای بازگشت به حالت منطقیتر).
- Nach dem Schock besann er sich langsam zurück.پس از شوک، او به تدریج به خود آمد.
- Sie musste sich erst wieder auf sich selbst zurückbesinnen.او ابتدا باید دوباره به خودش بازمیگشت.